۱. نفی و کنار گذاشتن رهبری سنتی
نظام دیوانامیک، مفهوم سنتی رهبری را بهطور بنیادین و بهتمامی نفی کرده و کنار میگذارد.
این نظام، ساختاری مشارکتی و همافزا است؛ در آن، ایدهٔ «رهبر عالی» یا تمرکز قدرت در شخص یا حزب جایی ندارد.
اقتدار سیاسی و نهادی در پنج قوه توزیع میشود و «مردم» بهعنوان قوهای رسمی و مستقل، جلوهگاه ارادهٔ عمومی عمل مینمایند.
۲. تقسیم قوا
قدرت و اقتدار در نظام دیوانامیک به شرح زیر تقسیم میگردد:
۱. قوهٔ مردمی: عالیترین منبع اراده و اقتدار عمومی.
۲. قوهٔ مقننه: مسئول تدوین، تصویب و اصلاح قوانین.
۳. قوهٔ مجریه: مجری مصوبات و تصمیمات قانونی.
۴. قوهٔ قضائیه: مرجع قضاوت، داوری و احقاق حق.
۵. نهاد نظارتی: ضامن انطباق عملکرد کلیهٔ نهادها با اصول بنیادین شفافیت، عدالت و پاسخگویی.
۳. رهبری بهمثابه توانمندسازی
مفهوم رهبری در دیوانامیک نه بهمعنای تسلط یا هدایت از بالا، بلکه بهمنزلهٔ توانمندسازی هر فرد برای رهبری امور شخصی خویش است. بر این اساس:
- حق نمایندگی خود: هر شهروند حق غیرقابلانکار دارد که بهعنوان نمایندهٔ خود در فرآیندهای تصمیمگیری شرکت نموده و مستقیماً مسائل مربوط به خویش را مطرح سازد (مادهٔ ۱).
- ریاست جلسه: متقاضی یا همان شهروند، ریاست جلسهٔ مرتبط با درخواست خود را بر عهده دارد و باید از فرصت کافی برای ارائهٔ موضوع برخوردار باشد (مادهٔ ۱).
۴. ساختار مشارکتی
رهبری در نظام دیوانامیک، فرآیندی سیستماتیک و مشارکتی است که در آن اقتدار از اشخاص یا گروههای محدود به ساختاری مبتنی بر ارادهٔ عمومی، وزارتخانههای تخصصی، مسئولیت فردی شهروندان و شفافیت مطلق منتقل میشود.
سه رکن بنیادین این نظام عبارتاند از:
۱. خودنمایندگی
۲. قوهٔ مردم
۳. دادگاه مردمی
تمامی شهروندان بهصورت مستقیم در دادگاه مردمی شرکت کرده و تصمیمات الزامآور اتخاذ مینمایند (مادهٔ ۱۴).
۵. اصل شفافیت
شفافیت (Transparenz) از اصول تغییرناپذیر و بنیادین نظام دیوانامیک است (مواد ۶ و ۲۱). کلیهٔ تصمیمات، فرآیندها و اسناد باید آشکار، قابلدسترسی و قابلپیگیری باشند. هر نهاد یا سازمانی که بهصورت پنهانی یا غیرشفاف فعالیت نماید، غیرقانونی محسوب شده و منحل خواهد شد (مادهٔ ۱۸).
این اصل، تشکیل هرگونه جامعهٔ مخفی یا ساختار پشتپرده را بهطور بنیادین نفی مینماید.
۶. نتیجهگیری
اصول غیرقابلتغییر و بنیادینِ دیوانامیک، از جمله شفافیت، خودنمایندگی و مشارکت مستقیم مردمی، پادزهر اصلی در برابر انحراف بهسوی رهبرسازی، تمرکز قدرت و فقدان پاسخگویی محسوب میشوند.
بدینسان، رهبری در نظام دیوانامیک نه جایگاهی فردی، نه حزبی، بلکه جریانی جمعی و شفاف از ارادهٔ عمومی است.
خودساماندهی (Self-Organization)
تا زمانی که هیچ مرکز قدرتی برای «تأسیس نظام» وجود ندارد، نظام دیوانامیک از پایین به بالا شکل میگیرد.
مرحلهٔ اول: خودساماندهی شخص
هر فرد، واحد پایه یا سلول زندهٔ نظام است. تشکیل شبکه از طریق صحبت کردن و پیوند خوردن.
مرحلهٔ دوم: شکلگیری ۵۲ تشکل بهعنوان وزارتخانه
همراه با تثبیت شبکهٔ سلولها، ۵۲ تشکل تخصصی شکل میگیرد که هر کدام معادل یک وزارتخانه عمل میکنند:
- کار و بازنشستگی
- نظارت و کنترل کیفیت
- زیباییشناسی و خلاقیت
- کشاورز و کشاورزی
- ساختوساز
- درآمد پایهٔ بدون شرط
- آموزش
- پایگاههای داده
- دیوانامیک و دادگاه مردمی
- تغذیه
- انرژیهای تجدیدپذیر
- قوهٔ مجریه
- خانواده
- جنگل و منابع طبیعی
- زنان/مردان
- آزادی و امنیت
- جوامع مخفی
- سیستم بهداشت و درمان
- گروهها
- ایدهها
- ایدهها و مفاهیم
- زیرساختها
- قوهٔ قضائیه
- نوجوانان
- کودکان
- کنترل و تجزیه
- هنر و فرهنگ
- قوهٔ مقننه
- مردم و شهروندان
- رسانهها
- وزارتخانهها
- طبیعت و محیط زیست
- فلسفه و سبک زندگی
- پلیس/نیروهای انتظامی
- حریم خصوصی
- مسائل و مشکلات
- تولید و بازیافت
- ثروت
- دین/اسرار/عرفان
- ماهوارهها و فضا
- سالمندان
- ورزش، سفر و اوقات فراغت
- حملونقل/راهها
- گذشته، حال و آینده
- درگذشتگان
- مدیریت و اداره
- جهان و فضا
- حیات وحش
- اقتصاد و تجارت
- علم و دانش
- پرورش و ذبح حیوانات
- جامعهٔ مدنی جهانی
هدف از این رویکرد آن است که مردم از نخستین گامها با یکدیگر بیاموزند، همکاری کنند و بهطور جمعی عمل نمایند، تا همزمان توانمندیهای فردی و ظرفیتهای جمعی تقویت شده و ساختار نظام دیوانامیک بر اساس مشارکت فعال، خودساماندهی و پویایی بنیاد شود.