در سیستمهای قدیمی یا فعلی – (فردمحور یا حزبی)
وقتی بین دو منطقه با تنوع زبانی و اقلیمی متفاوت اختلافی پیش میآید (مثلاً بر سر تحصیل به زبان مادری)، معمولاً دولت مرکزی از بالا یک دستور صادر میکند که غالباً باعث نارضایتی یکی از طرفین و ایجاد حس تبعیض میشود.
مشکل تحصیل به زبان مادری یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال هوشمندانهترین مثالهایی است که میتوان با «منطق ماتریسی» بررسی و حل کرد.
سیستم آموزشی دیوانامیک با حذف روشهای تدریس سنتی که بر حفظ مطالب برای امتحان تأکید دارند، مدرسه را از یک محیط برای «حفظ کردن دروس»، به یک «مرکز حل مسائل» تبدیل میکند.
ماتریس به جای کتاب
1- نظام آموزشی دیوانامیک بر اساس ماتریس دیوانامیک پایه گذاری شده است که در ۵۲ حوزه مختلف اجتماعی دستهبندی میشود. در این سیستم، دانشآموزان یاد میگیرند که چگونه مشکلات واقعی جامعه را با استفاده از ماتریس و تقاطعهای آن حل کنند.
2- زبان مادری:
زبان مادری به عنوان زبانِ «ورودی ذهنی» برای شکلگیری مفاهیم پیچیده علمی و انسانی در ذهن کودک استفاده میشود و این به رشد و آرامش او کمک میکند.
3- زبان فارسی:
زبان فارسی از ابتدا نه به عنوان یک درس خستهکننده، بلکه به عنوان «زبانِ عملیاتی» تدریس میشود. این زبان به دانشآموزان کمک میکند تا پروژههای خود را در «بانک اطلاعاتی ماتریس» ثبت کند تا دیگران هم از آن استفاده کنند و یا با دانشآموزان در سایر استانها گفتگو کنند.
به طور مثال:
۱. شبکه سراسری کلاس اولیها
در دیوانامیک، کلاس اولیها در سراسر ایران (از کردستان تا سیستان و آذربایجان) از طریق ماتریس آموزشی به هم متصل هستند. به این معنا که وقتی یک دانشآموز در تبریز روی موضوع یا نوشتن کلمه «آب» کار میکند، میتواند همزمان ببیند همکلاسیاش در یزد یا اهواز چه نگاهی به این موضوع دارد یا روی چه مسئلهای کار میکند.

۲. یادگیری به زبان مادری (عمقِ فهم و عاطفه)
در داخل مدرسه و در تعامل با معلم و خانواده، زبان مادری ابزار اصلی است. چرا که مفاهیم پایه (مثل عدالت، طبیعت، یا ریاضیات) اگر به زبانی که کودک با آن خواب میبیند، یاد داده شوند، درونی میشوند. این روش باعث میشود خلاقیت کودک سرکوب نشود و از مدرسه فراری نباشد. در اینجا زبان مادری به عنوان «زبانِ ریشه» عمل میکند.
۳. ارائه در شبکه ملی به زبان فارسی (زبانِ سیستم و تفاهم)
وقتی کودک میخواهد دستاورد خود را در ماتریس سراسری ثبت کند تا دیگران هم از آن استفاده کنند، از زبان فارسی استفاده میکند. در اینجا فارسی نه یک ابزار تحمیلی، بلکه زبان فارسی = پل (برای دیالوگ ملی) است.
زبانهای جهانی (انگلیسی و…) = پنجره (برای تعامل با جامعه مدنی جهانی)
وقتی گروهی میگویند «فقط زبان مادری»:
- اقتصاد: اگر فقط زبان مادری بلد باشیم، چگونه با بازارِ کار در سایر استانها تعامل کنیم؟ (نتیجه: نیاز به زبان مشترک)
- قوه قضائیه: اگر یک شهروند کرد بخواهد در دادگاه مردمیِ خوزستان از حق خود دفاع کند، چه ابزاری دارد؟ (نتیجه: نیاز به زبان مشترک)
- امنیت: آیا تفکیک زبانی باعث ایجاد «نقاط کور» اطلاعاتی و درگیری میشود؟
از «تعصب» به «کارکرد»
در دیوانامیک، گفتگو بر سر این نیست که «کدام زبان برتر است» (که یک بحثِ احساسی و بنبست است). گفتگو بر سر این است که «کدام ابزار برای کارکردِ بهینهٔ این تلاقی بهتر است؟»
«دانشگاه بزرگ و زنده ایران» که در آن:
۵۲ حوضه، ضامنِ کیفیت و همهجانبهنگریِ آموزش است.
تنوع و گوناگونی، از یک تهدید در سیستمهای قدیمی، به یک ثروت عظیم تبدیل میشود.
زبان مادری، ضامنِ بقای هویت و فرهنگ فردی است.
زبان فارسی، ضامنِ وحدت، مدیریت و پیوستگی است.
زبان فارسی = پل (برای دیالوگ ملی و مدیریت سیستم)
زبان مادری = ریشه (برای رشد و حفظ اصالت)
