کجا ایستادهایم، چه خواهد شد – به کجا میرویم
نگرانی عمیقی نسبت به آینده وجود دارد؛ سناریوهایی که از بازتولید استبدادهای گذشته تا پروژههای تجزیه و فروپاشی را در بر میگیرد. پرسش اصلی امروز این است که فرجامِ جهان و ایران در میانه این سختیهای خردکننده چیست؟ بسیاری اکنون نگراناند و میپرسند بالاخره چه خواهد شد، چه اتفاقاتی در راه است و عواقب آن چه خواهد بود. پس نگاهی به وقایع بیندازیم.
وضعیت کنونی
ایران (و جهان) تحت تسلط یک شبکه فرا/ملی است که از سه ستون اصلی تشکیل شده است:
ستون اول – سلطنتی و فرقهای: شامل یک خانواده مرکزی (روتشیلد) و خاندانهای مرتبط با آن از طریق ازدواجهای استراتژیک است. این ستون از طریق لژهای فراماسونی و شراینرز مهرهچینی سیاسی انجام میدهد، تداوم قدرت خود را فراتر از دولت و مرزها فراهم و حفظ میکند و سازماندهی و تداوم سرکوب، حتی با سلاحهای بیولوژیک، دستور کار اینهاست.
ستون دوم – اختاپوس مالی (بانک ها و بانکداری مرکزی): کنترل بانکهای مرکزی و جریان نقدینگی در دست یک خانواده مرکزی (روتشیلد) است. آنها با مهندسی تورم و فشار بر معیشت مردم، ثروت ملی را به نفع شبکههای جهانی خود تخلیه میکنند.
ستون سوم – هیولای قرمز یا شبکه شکارچی ( به رهبری روتشیلد): وظیفه نفوذ، شناسایی و حذف هرگونه تهدید یا حرکت مستقل را دارد. این شبکه با حضور گسترده در نقاط حساس کشور، با ایجاد ارعاب، آشوب و کشتار، از هر حرکت مستقل جلوگیری میکند.
«در نتیجه، جبهه جنگ نه تنها در داخل است، بلکه همزمان علیه هیولایی جهانی است که در بزنگاهها نوکران خود را تغذیه میکند.» همین موضوع توضیح میدهد که چرا موفقیتها به سرعت رخ نمیدهند و انتظارات برآورده نمیشوند.
«منتقدان سیستم بهشدت سرکوب میشوند و حتی اکثریت آنها کشته میشوند، چه در داخل ایران و چه در خارج از کشور. مسعود مسجودی تنها یکی از هزاران نمونه است.»
وقایع
در قیام ۱۴۰۱ «زن، زندگی، آزادی»، حکومت با کشتن مهسا، پیامی روشن فرستاد: پاسخ آنها به خواستههای موجه، سرکوب و قتل است. پاسخ مردم، قیام بود. زمانی که این حرکت با شروع اعدامها مواجه شد، تصمیمگیری به عهده خود مردم گذاشته شد و آنها با منطقی کاملاً طبیعی و درست عقبنشینی کردند — نه به معنای کوتاه آمدن، بلکه به عنوان یک استراتژی برای حفظ امنیت و فرصت بازبینی مسیر حرکت.
در اعتراضات ۱۴۰۴، پهلوی ـ همانند رویکردی که از زمان اعتراضات ۱۴۰۱ تاکنون در پیش گرفته ــ از فضای ایجادشده بهره گرفت – طبق معمول بر موج پدید آمده سوار شد و برای روز هجدهم فراخوان عمومی صادر کرد. همان روز،قتلعام آغاز شد و این خبر به مردم داخل کشور منتقل نشد. به عبارت دیگر، مردم از رخداد واقعی مطلع نبودند و فرصتی برای تصمیمگیری مستقل نداشتند. با وجود این فجایع، پهلوی (با همدستی رسانههای پشتیبان او) بار دیگر برای روز نوزدهم فراخوان داد.یعنی به جای آنکه اطلاعات کامل در اختیار مردم قرار گیرد و خودشان درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرند، پهلوی عملاً برای آنها تصمیم گرفت.
این اقدام یعنی محروم کردن مردم از تصمیمگیری مستقل و سوءاستفاده از قدرت، که در صورت وجود شاکی میتواند مصداق جنایت علیه بشریت باشد. زیرا ترکیبی از اقدامات سیستماتیک و عمدی را نشان میدهد. ابتدا، قتلعام توسط حکومت ملایان ایران انجام شد که نشاندهنده خشونت گسترده و سازمانیافته علیه مردم است. سپس، پنهان کردن اطلاعات واقعی از مردم، آنها را از تصمیمگیری مستقل و دفاع از خود محروم کرد و حق بنیادین اطلاعرسانی و انتخاب آزادانه را نقض نمود.

آینده
آینده متعلق به شماست و در این شکی نیست. اینکه چقدر طول میکشد، از دید من دیگر هیچ مانع خاصی برای تغییر مثبت وجود ندارد. ما به گذشته و حال واقفیم و برنامه آینده نیز در اختیار ماست.
سیستم فرومایگی و وارونگی فعلی، از هر منظری فاقد هرگونه مشروعیت است. پیکر فاسد و لق آن هنوز آسیبپذیر است و در نهایت فرو خواهد ریخت.
اگر میخواهید این دندان فاسد و لق زودتر بیفتد، باید با مشت محکم دیوانامیک به آن ضربه بزنید.
