دوستان و همراهان
دیشب برخورد یک وانت نیسان آبی با خودروی باربری متعلق به یکی از اقوام نزدیک من، باعث واژگونی کامل خودروی باربری شد و میتوانست باعث مرگ راننده بشود. این موضوع حاوی چند نکته تکاندهنده است:
1- ویترین پرچمها (مجمعالجزایر شراینرها) /Emirat Shrine (امارات شراینر)
ترتیب پرچمهای نصب شده در ماشین ضارب:
آلمان، انگلستان، سوئد، ایالات متحده آمریکا –
و پرچمی با رنگهای پرچم ایران با چند ستاره – مانند تاجیکستان یا جایگزینی نماد جمهوری اسلامی با ستاره و درخت مانندی در وسط.

ماشین باربری به مراتب بزرگتر و سنگینتر از نیسان ضارب بود؛ واژگون کردن آن توسط یک خودروی سبکتر، نیازمند تمرین، مهارت در شناسایی نقاط ثقل و یک «اراده تخریبگر» است.
این حادثه در خلأ رخ نداد و با دقت مهندسی شده بود. دیشب درست زمانی که من در حال نهایی کردن مقاله ای برای سایت آلمانی بودم که مربوط به ورود 73 (C7) نفر از عربستان سعودی به آلمان برای تشکیل تشکلات ساختار فراماسونری «Emirat Shrine (امارات شراینر)» در سال 1953 بودم، همزمان با حملات سنگین به خودم در آلمان، این حادثه جادهای در ایران رقم خورد.
و چند روز پیش از این، زمانی که مقاله هیولای ادوم Edom را مینوشتم، برای همین شخص در اصفهان مشکل فنی عمدی ایجاد کردند.
نکته ای که دیشب برای سایت آلمانی مطرح بود از این قرار است: در سال ۱۹۵۳ هفتاد و سه نفر از عربستان سعودی وارد آلمان شدند تا «Emirat Shrine (امارات شراینر)» را در آلمان راهاندازی کنند. پرسش این بود که چرا افراد از عربستان سعودی برای تأسیس یک تشکل فرا-فراماسونی وارد آلمان میشوند؟ و پاسخ به مختصر: کوه «جبل القوس» در نزدیکی مکه، مکان اصلی خدای قوس یا کمان بوده است. قوم ادوم بین این کوه و عمان رفت و آمد میکردند، زیرا بومی این مناطق بودند. بعدها این قوم در عمان مستقر شدند، اما کوه جبل القوس همچنان به عنوان جایگاه اصلی آنها و نقطهٔ آغاز آیین ادومیها شناخته میشود. به همین دلیل، دعوت از سعودیهای همکیش هم دین خود برای بر پا کردن این تشکل ضروری بود و انجام گرفت. تشکل امارات شراینر از آن زمان تا امروز نقش مدیریت کلیدی در کل خاورمیانه و اروپا داشته است.
این احمقها به قدری کودن و در ساختار مادی گم شدهاند که تصور میکنند با واژگون کردن ماشین یا کشتن انسانها میتوانند مسیر زندگی را تغییر دهند. واقعیت این است که هر چه ضربات آنها عیانتر میشود، فقط لایههای کثیفشان بیشتر آشکار میگردد. این وقایع بیش از آن که نشان قدرت آنها باشد، «عجز و پستی و خواری» لایههای آنها را در اتفاقات ارکستر شده – که ضاربان مذکور هیچوقت مقصر اعلام نمیشوند، عیانتر میکند.
نکته دوم: چیدمان پرچمها از سمت راننده به ترتیب آلمان، ایران؟ با ستاره، انگلستان، سوئد و در آخر آمریکا، به عنوان بازوی نظامی، انجام شده است. آلمان شروع زنجیره است، ایران محل اجرا و نفوذ با نمادی است که توسط این افراد انتخاب شده، سپس به دستیاران و در نهایت به آمریکا ختم میشود. ترتیب پرچمها تصادفی کنار هم قرار نگرفته است.
نکته سوم: پلاک ماشین این ضارب، که فردی حقیر و نوکرصفت است، اهمیت دارد. نصب این همه پرچم و پلاک با عدد ۹۹ نشاندهنده کدگذاری چرخه است. در این سیستم، عدد ۹۹ جایگاه خاصی دارد. یکی از آنها، جمع ارقام آن است: ۹ + ۹ = ۱۸، و در ادامه جمع ارقام ۱۸ یعنی ۱ + ۸ = ۹. و نماد ۶۶۶، زیرا ۶ + ۶ + ۶ = ۱۸.

البته، حرف «واو» و ستاره ها هم داستان ها خاص خودشان را در این علامتگذاریها دارند.