مایکل ویسنبورن Dipl.-Phys. Michael Weißenborn – pdf
در این متن (لینک بالا) که با تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۰۹ در هامبورگ / آلمان به نام «Dipl.-Phys. Michael Weißenborn» ارائه شده، نویسنده تجربهها، مشاهدات خود را درباره آنچه «شکنجه با سلاحهای مایکروویوی» مینامد مطرح میکند. محور اصلی نوشته این است که شبکههایی سازمانیافته ای از مجرمان از فناوریهای مایکروویوی برای آزار، آسیبرسانی و حتی کشتن تدریجی شهروندان استفاده میکنند و پلیس و دادستانی در برابر این موارد اقدام مؤثری انجام نمیدهند.
نویسنده، که خود دارای مدرک دانشگاهی فیزیک در سطح کارشناسی ارشد است، میگوید که بطور مثال، افراد فنی برای مدت طولانی بهطور هدفمند در ناحیه چشم مورد تابش قرار گرفتهاند، بدون اینکه خودشان متوجه شوند چه چیزی بر آنها اعمال میشود. از این نوع روایتها در متن و آگاهی بسیار دقیق او از جزئیات فنی میتوان استنباط کرد که او شاهد مستقیم این رویداد بوده و در زمان وقوع آن حضور داشته است.
۱- به روایت سند، شبکههایی سازمانیافته، با مشارکت یا حمایت نهادهای دولتی، از فناوریهای پیشرفته، از جمله سلاحهای مایکروویوی، سامانههای راداری، فناوریهای پرتو جهتدار و سامانههای مکانیابی از پشت دیوار، برای نظارت، مکانیابی، ایجاد درد و آسیب جسمی و اعمال فشار بر افراد استفاده میکنند؛ بهگونهای که آثار آنها الزاماً بهسادگی قابل مشاهده یا اثبات نیست.
هدف این اقدامات تنها نظارت نیست، بلکه کنترل و فرسوده کردن فرد از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی، محدود کردن توان مقاومت او و در نهایت منزوی و بیاعتبار کردن وی است.
در بخش فنی، نویسنده همچنین به نقش صنایع دفاعی و شرکتهایی مانند Siemens، Rheinmetall و Diehl اشاره کرده و مدعی است که فناوریهای توسعهیافته در حوزه نظامی و حسگری میتوانند در عملیات مخفی علیه افراد به کار گرفته شوند. از نظر او، یکی از ویژگیهای اصلی این روشها پنهانبودن منشأ و دشواری اثبات فنی آنها است؛ بهگونهای که سیگنالهای مورد ادعا ممکن است با تابشهای معمول محیطی، مانند تلفن همراه یا WLAN، اشتباه گرفته شوند.
۲. نقش نهادهای دولتی و سازمانهای رسمی
بخش قابلتوجهی از متن به انتقاد از نهادهای دولتی، سازمانهای امنیتی و دستگاه قضایی اختصاص دارد.
پلیس و دستگاه قضایی: شکایتها و گزارشهای افراد درباره این حملات توسط پلیس و دادستانی نادیده گرفته، به تأخیر انداخته یا متوقف میشوند و مدارک نیز یا جمعآوری نمیشوند یا از ابتدا غیرقابلاستفاده تلقی میشوند.
روانپزشکیسازی: یکی از اتهامات اصلی متن مربوط به نحوه برخورد با قربانیان است. طبق متن، بهجای بررسی جنبههای فنی و کیفری، افراد به خدمات روانپزشکی ارجاع داده میشوند. نویسنده این رفتار را تلاشی نظاممند برای بیاعتبار کردن ادعاها و معرفی افراد بهعنوان بیمار روانی میداند.
سازمانهای اطلاعاتی و نظارت: همچنین این موضوع مطرح میشود که سازمانهای اطلاعاتی، مانند Verfassungsschutz، در این ساختارها دخالت دارند، آنها را تحمل میکنند یا به دلایل مربوط به محرمانگی و منافع دولتی از آنها حمایت یا پوشش میدهند.
«من و افراد نزدیک به من، بهعنوان کسانی که خود در معرض روزانه این شکنجهها قرار داریم، محتوای این متن را بهطور کامل تأیید میکنیم. چنین جنایتهای ساختارمند و سیستماتیکی، بدون دخالت یا چشمپوشی نهادهای دولتی، امکانپذیر نیستند. دولتهای پوششی، نهادهای رسمی نظیر پلیس، دادگستری و دستگاههای امنیتی را بهعنوان ویترین حاکمیت به نمایش میگذارند؛ اما در پسِ این ظاهر قانونی، شبکهای جنایتکار قرار دارد که از ابزارها و اختیارات رسمی برای تسهیل و پیشبردِ جنایات خود در حد کلان سوءاستفاده میکند.»
شاید اکثر شما به کرات شاهد رفتارها، سخنان و تصمیمات غیرمنطقیِ سیاستمداران بوده و هستید و از خود میپرسید: «چرا؟». یک علت کلیدی همان است که اشاره شد: آنان تصمیمگیرندهی واقعی نیستند، بلکه تنها مجری و ویترینِ تصمیماتِ پشتپردهاند.
اما نکتهی دیگری هم در میان است که شاید در نگاه اول برای خیلی از شما باورنکردنی به نظر برسد؛ اینکه بخش مهمی از سیاستگذاریها و تصمیماتِ آنها، نه بر اساس تحلیل و عقلانیت، بلکه بر پایه معامله و «شرطبندی» تعیین میشود / حتی جان انسانها! امروز میخواهم بیشتر به این بُعد بپردازم.
خیابان کورت-شوماخر و پدیده شرطبندی: از تاریخ تا قمار بینالمللی
در شهر فرانکفورت آلمان، خیابانی به نام «کورت-شوماخر» وجود دارد. این خیابان امروزی دقیقاً روی زمینهای محلهای تاریخی به نام «خیابان یهودیان» ساخته شده است. بعد از جنگ جهانی دوم، این خیابان کاملاً بازسازی شد.
۲. ساختمان شماره ۳۳–۳۵: مرکز شرطبندی
خانه اژدها (Haus zum Drachen) یکی از خانههای نامدار در اسناد تاریخی Judengasse بود که در آن دوران با اسم اژدها و شماره ۳۵ شناخته میشد.
در پلاک ۳۳–۳۵ این خیابان امروز، در کنار چند دفتر و مغازه کوچک، یک دفتر رسمی شرطبندی (نمایندگی Wettstar) قرار دارد. ظاهر آن یک مغازه معمولی در خیابان است، اما در واقع نقطهاتصال شرطبندیهای بزرگ است.
۳. پولها چطور جابهجا میشوند؟ (مکانیزم PMU)
این دفتر به شبکه بزرگ فرانسوی PMU متصل است. در این نوع شرطبندی:
- تمام پولهای شرطبندی از سراسر جهان وارد یک «استخر یا صندوق مشترک» (Jackpool) میشود.
- پس از کسر سهم برگزاری، تمام پول باقیمانده میان کسانی که درست حدس زدهاند تقسیم میشود.
۴. شرطبندیهای زنجیرهای (V-Wetten) و سوئد

یکی از محبوبترین مدلهای شرطبندی در این دفتر، شرطبندی روی مسابقات اسبدوانی کشور سوئد (موسوم به V-Wetten) است. حرف V همراه با یک عدد، تعداد مسابقاتی را نشان میدهد که باید برنده آنها را پشت سر هم درست حدس بزنید:
- V3 یا V4: حدس زدن برنده ۳ یا ۴ مسابقه متوالی.
- GS75 یا V75: حدس زدن برنده ۷ مسابقه متوالی (کلاهطلایی و محبوبترین شرطبندی با جایزههای چندمیلیونی).
۵. یک مثال واقعی (یکشنبه ۹ اوت ۲۰۲۶)
برای ملموس شدن داستان: در مسابقه معروف GS75 که روز یکشنبه در پیست Åmål سوئد برگزار شد، بازیکنان باید برنده ۷ مسابقه پشتسرهم را حدس میزدند (از جمله اسبهایی به نام Grodda Jet و ObiWan Keeper).
- کسانی که موفق شدند هر ۷ برنده را روی برگه خود درست حدس بزنند، از صندوق میلیونی این مسابقه، ۵۳۲,۲۱۶ کرون سوئد به ازای هر سهم جایزه بردند. مبلغ ۵۳۲,۲۱۶ کرون سوئد (SEK) برای هر سهم برنده معادل حدود ۵۰,۰۰۰ تا ۵۵,۰۰۰ دلار آمریکا (USD) میشود.
این زنجیره نشان میدهد که چطور این مغازه ها، مشتریان خود را مستقیماً به مسابقات فرانسه و سوئد و صندوقهای جابهجایی میلیونها یورو و کرون متصل میکند.
پشت ویترینِ ظاهراً قانونی دفاتر شرطبندی، مانند آنچه در فرانکفورت به صندوقهای میلیونی فرانسه و سوئد متصل است، شبکهای عمیق از فساد و جنایت سازمانیافته جریان دارد. اگرچه در ظاهر، روی سرعت و قدرت اسبها قمار میشود، اما واقعیتِ تلخ این است که این مسابقات تنها یک پوشش و ابزار برای شرطبندی روی «اشخاص و وقایع پشت پرده» هستند.

«بانک یا میز (قمار) همیشه برنده است»
آنچه در مسابقات اسبدوانی و صندوقهای بینالمللی جریان دارد، تنها یک نمونه کوچک از یک الگوی فراگیر است. این مکانیسمهای شرطبندی و دستکاری پشتپرده، به شکلی گستردهتر در مسابقات فوتبال و سایر رشتههای پرمخاطب ورزشی در سطح جهان نیز پیاده میشوند.
- ماهیت سیاسی به جای رقابت ورزشی: در سطح کلان، بسیاری از رویدادهای مهم ورزشی و فوتبالهای ملی یا باشگاهی، دیگر صرفاً یک رقابت عادلانه ورزشی نیستند. این بازیها جبههای سیاسی دارند که در آنها برد، باخت، تساوی و حتی اتفاقات ریز درون زمین (مانند کارت زرد، پنالتی یا گلهای دقایق پایانی) از پیش بر اساس معادلات قدرت، منافع پشتپرده و جریانهای عظیم مالیِ شبکههای قمار هدایت و مهندسی میشوند.
در این سیستم، منطق ریاضی و شانس تا زمانی اجازه کارکرد دارد که منافع مالی سودجویان و گردانندگان پشت پرده را تهدید نکند. اگر حجم شرطبندی مردم روی یک اسبِ قوی یا یک گزینه مشخص آنقدر سنگین شود که سود صندوق و گردانندگان را به خطر اندازد یا موجب خسارت سنگین مالی شبکههای جنایی گردد، مکانیسمهای دستکاری مستقیماً وارد عمل میشوند.
در این حالت، روشهای مختلفی برای شکست دادن گزینه محبوب مردم اجرا میشود:
- اقدامات مستقیم روی سوژه: از طریق عوامل نفوذی، نیروهای پشتیبانی یا عناصر فاسد، با اعمال فشار، مداخله در شرایط جسمی و روانی یا ایجاد اختلال در آمادگی سوژه، توان عملکردی او در لحظه حساس به شدت کاهش داده میشود تا شانس موفقیتش به صفر برسد.
- دستکاریهای تاکتیکی: مجریان مستقیم یا کادر اجرایی صحنه با دریافت رشوه، تبانی یا تحت فشار تهدید، در لحظات کلیدی اقدام به مهار غیرمحسوس سوژه میکنند؛ به طوری که مانع از کسب نتیجه مطلوب میشوند.
بنابراین، قماربازان خرد و مردم عادی در حال بازی در زمینی هستند که هیچوقت برنده آن نخواهند بود؛ اگر مردم ببرند، تنها تا جایی است که برای گردانندگان خردهریز محسوب میشود، اما به محض چرخیدن کفه ترازو به زیان شبکه پشت پرده، ساختار جنایت با دستکاری در صورت مسئله، بردِ خود و باختِ قطعیتیافته مردم را تضمین میکند.
