مثلث با چشم،
مثلث با چشم، که اغلب به آن «چشم همه چیزبین» گفته می شود، نمادی است که عمدتا با انجمن های مخفی مرتبط است. این نماد در ساختارهای لژهای فراماسونی و یا پشت اسکناس یک دلاری آمریکا به عنوان بخشی از مهر بزرگ ایالات متحده مشاهده میشود.

توالی از بیرون به درون
اگر دنباله را از مثلث به داخل (به عقب) نگاه کنید، گام به گام از ساختار قاب بیرونی که از سه خط تشکیل شده به سمت دو خط و نهایتا به هسته با یک خط پیوسته حرکت میکنید.


چون ما بر اساس شواهد و تحلیل شناسهها، «خیابان یهودیان» (یودنگاسه) را به عنوان نقطه صفر شناسایی کردیم — جایی که یهودیان دربار و اشراف اروپا به هم متصل میشوند — قاعدتاً برای ردیابی این حلقه در همان خیابان جستجو میکنیم. الکساندر دیتز در اثر مرجع خود، یعنی «کتاب خانوادگی یهودیان فرانکفورت»، این نامها و خانهها را بهدقت مستند کرده است. نهایتاً ما با این بررسیها به این نتیجه میرسیم که نامهای روتشیلد (کشاورز) و روباه (فوکس) طی سالهای یادشده، پایه و بالاترین بخش این شبکه را شکل دادهاند.
برای جزئیات بیشتر میتوانید به این لینک مراجعه کرده و از ترجمه فارسی توسط گوگل استفاده کنید.
لینک مقاله: قدرت استبداد دوازدهم – Nummer_1 سیستم – blog.devanomicworld.de
در بخش پایانی این متن به «پوشش سنتی زنان خاندان شاوومبورگ لیپه» اشاره شده است. وقتی این نوارهای روشن و آویزانِ کلاه در دو طرف صورت زن قرار میگیرند، فرمی ایجاد میکنند که از نظر بصری و هندسی بسیار شبیه به خطوط سفید گونهی روباه است؛ گویی نشان و فرم کالبدی روباه به صورت استعاری در این پوشش سنتی بازتاب یافته است.

سرپرست فعلی شامبورگ-لیپه (Schaumburg-Lippe)، شخصیتی به نام الکساندر، شامبورگ-لیپه (Alexander, Prince of Schaumburg-Lippe) است که در آلمان با نام «الکساندر فورست تسو شامبورگ-لیپه» شناخته میشود و با پادشاه هلند، هر دو از نوادگان دودمان Lippe «لیپه» در آلمان هستند.
الکساندر، شاهزاده شامبورگ-لیپه تا کنون سه بار ازدواج کرده است و زن آخرش یک ایرانی است:
- همسر اول: پرنسس ماری لوئیز (معروف به لیلی) از خاندان ساین-ویتگنشتاین-برلبرگ (ازدواج در ۱۹۹۳، طلاق در ۲۰۰۲)
- همسر دوم: نادیا آنا زوکس (وکیل اهل مونیخ) (ازدواج در ۲۰۰۷، طلاق در ۲۰۱۸)
- همسر آخر (سوم): ماهکامه نوایی (پیانیست ایرانیتبار) که از سپتامبر ۲۰۲۰ با او ازدواج کرده است.
در این تصویر، این دو نفر (الکساندر به همراه همسر آخر و سومش، ماهکامه نوایی) را میبینید، بعلاوه همان زنها با کلاههای ذکرشده در بالا.

این زنها با کلاهها و لباسهای با نوارهای سفید آویزان روی گونهها(روباهی) که در بالا ذکر شد در سمت چپ تصویر، در پشت سر عروس ایستادهاند.
نوابی ها
تمرکز اصلی خاندانهایی با نام خانوادگی «نوابی» و شکل نزدیک آن یعنی «نواب» در مناطق غربی ایران، به ویژه در شهر بروجرد، نهاوند و روستاهای اطراف مانند روستای انگشته قرار دارد. برای اینکه این موضوع کاملاً شفاف شود و ابهام آن از بین برود، بیایید داستان شکلگیری «حکومت نوابها در هند» را از ریشه، قدمبهقدم و به زبان ساده مرور کنیم:
۱. داستان از کجا شروع شد؟ (امپراتوری گورکانی هند)
از قرن شانزدهم تا هجدهم میلادی، یک امپراتوری بسیار بزرگ و قدرتمند مسلمان به نام «گورکانیان» (یا مغولهای هند) بر تمام شبهقاره هند حکومت میکرد.پایتخت آنها دهلی بود و پادشاهان بزرگی مثل اکبرشاه و شاه جهان بر آن حکومت داشتند.
این امپراتوری به قدری وسعت داشت که اداره کل کشور برای پادشاه مرکزی غیرممکن بود. بنابراین، هند به ایالتهای بزرگی تقسیم شده بود (مثل ایالت بزرگ «اود» یا ایالت «بنگال»). پادشاه مرکزی برای اداره هر کدام از این ایالتها، یک فرماندار، حاکم یا نماینده تامالاختیار منصوب میکرد.
۲. عنوان «نواب» از کجا آمد؟
به این فرمانداران و نمایندگان شاه در زبان محلی و دربار، «نائبالسلطنه» یا به اختصار «نواب» میگفتند (چون آنها از طرف پادشاهِ اصلی، نائب و جانشین حکومت در آن منطقه بودند). در واقع «نواب» در ابتدا یک لقب و مقام اداری بود، نه نام یک خاندان.
۳. چطور «مقام نوابی» تبدیل به «حکومت مستقل» شد؟
در اواخر دوران گورکانی، پادشاهان مرکزی در دهلی به شدت ضعیف، بیکفایت و درگیر جنگهای داخلی شدند.
- حاکمان محلی یا همان «نوابها» که دیدند دربار مرکزی دیگر رمقی ندارد و نمیتواند کنترلی روی سرزمینها داشته باشد، کمکم از پادشاه مرکزی سرپیچی کردند.
- آنها مالیاتها را دیگر به دهلی نفرستادند، ارتش شخصی خودشان را تشکیل دادند و عملاً ایالت تحت کنترل خود را به یک حکومت خودمختار و مستقل تبدیل کردند.
- از اینجا به بعد، عنوانِ «نواب» از یک مقامِ انتصابیِ ساده، تبدیل به یک عنوان شاهانه و موروثی شد. یعنی پدر میمرد و پسرش به عنوان «نوابِ جدید» بر تخت مینشست و سلسله تشکیل میداد. به این حکومتهای محلی، اصطلاحاً «حکومت نوابها» میگویند.
۴. پایان حکومت نوابها
این حکومتهای مستقلِ نوابها نتوانستند دوام بیاورند. در قرن هجدهم و نوزدهم، استعمار بریتانیا (کمپانی هند شرقی) به تدریج وارد هند شد. انگلیسیها تکتک این نوابها را شکست دادند، استقلال آنها را گرفتند و در نهایت تمام هند را ضمیمه خاک بریتانیا کردند.
خلاصه کلام:
- نواب نماینده و حاکم محلیِ شاه در هند بود.
- وقتی پادشاه مرکزی هند ضعیف شد، این نمایندگان (نوابها) استقلال پیدا کردند و برای خودشان پادشاهیهای کوچک و ثروتمندی (مثل نوابِ اود و نوابِ بنگال) ساختند.
این حکومتهای مستقلِ نوابها نتوانستند دوام بیاورند. در قرن هجدهم و نوزدهم، استعمار بریتانیا (کمپانی هند شرقی) به تدریج وارد هند شد. انگلیسیها تکتک این نوابها را شکست دادند، استقلال آنها را گرفتند و در نهایت تمام هند را با نوابهایش ضمیمه خاک بریتانیا کردند.
درباره تبار خمینی نیز این موضوع صادق است که او از همین خط نوابی هندی تغذیه میشد و جدّ بزرگتر خانواده بهعنوان دربان یک شرکت انگلیسی در هند کار میکرد.
تصویر زیر مربوط به لوگو و نشان رسمی شهرداری بروجرد است.سال تأسیس شهرداری بروجرد (۱۳۱۲) – «سال تأسیس» به میلادی ۱۹۳۳ – جزئیات و عناصر به کار رفته: در وسط قسمت زرد رنگ این تصویر (نشان شهرداری بروجرد)، یک برگ و بلوط (یا شاخه بلوط با برگ و میوه) قرار دارد.

وقتی به «خیابان یهودیها» در فرانکفورت» برمیگردیم — که از منظر ما نقطه صفر این سیستم کنونی است — به خانه «بلوط» (پلاک ۳۶) میرسیم؛ واژه آلمانی Eiche به معنای درخت بلوط که در نقشهها و اسناد تاریخی در مجاورت خانه «اژدها» (Drache با پلاک ۳۵) قرار دارد. این نمونهای از همان توپوگرافی و نامگذاریهایی است که در ساختار جدید قدرت پنهان بازسازی شده است تا از دید عموم دور بماند.
استفاده از نشانهای هالدری (Heraldic / نشانشناختی)، حیوانی یا گیاهی (مانند بلوط و اژدها) در ساختارهای کنونی، فراتر از یک نامگذاری سادهی جغرافیایی است؛ این نامها اغلب کارکردی راهبردی، هویتبخش و حامل کدهای موروثی در سامانههای دودمانی و استعماری دارند.
